دعای فرج امام زمان (ع)

 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

برحمتک یا ارحم الراحمین

بامداد صبح جمعه هست و باز دل هوای یار کرده  است .من این دعا رو چند ساله که توی قنوت تمام نمازهام میخونم. به امید اینکه حضرت نیم نگاهی به ما هم  داشته باشند...

آمین

پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت آغاز سال 1391

 

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌ يا مقلّب القلوب و الأبصار يا مدبّر اللّيل و النّهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا.اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذريّته و شيعته و رعيّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جميع اهل الدّنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه.تبريك عرض ميكنم عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو را به همه‌ى هم‌ميهنان عزيز در سراسر كشور، و به همه‌ى ايرانيانى كه در هر نقطه‌اى از دنيا سكونت دارند، و به همه‌ى ملتهائى كه عيد نوروز را گرامى ميدارند؛ بالخصوص تبريك عرض ميكنم به خانواده‌هاى عزيز شهيدان، به جانبازان، به خانواده‌هاشان، به همه‌ى ايثارگران، به همه‌ى فعالان عرصه‌هاى مختلف. آرزو ميكنم و دعا ميكنم كه خداوند متعال براى ملت ايران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در اين سال جديد مقدر بفرمايد و بدخواهان اين ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‌شاءاللّه ناكام كند.سالى كه گذشت - سال 90 - يكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده ميكند، اين است كه اين حوادث بر روى هم به سود ملت ايران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانه‌اى درباره‌ى ملت ايران و ايران و ايرانى در سر ميپرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمايت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پيدا كرده‌اند؛ ديكتاتورهائى به زير كشيده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصويب شد؛ دشمن درجه‌ى يك امت اسلامى و ملت ايران - يعنى رژيم صهيونيستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقيقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ايران بود. در جنبه‌ى سياسى، ملت ايران در اين سال، چه در راهپيمائى بيست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاريخ منطقه ثبت كرد كه نظير آن را در گذشته كمتر داشتيم.با وجود اين‌همه دشمنى، اين‌همه تبليغات، اين‌همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ايران در طول اين سال، با همه‌ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه‌هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه‌ى سختى‌ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خيبر بود؛ يعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‌ها و غلبه‌ى بر آنها.همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه‌ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‌ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.من امسال تقسيم ميكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله‌ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله‌ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‌ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‌ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‌ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله‌ى توليد ملى، مسئله‌ى مهمى است.اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده‌ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.بنابراين همه‌ى مسئولين كشور، همه‌ى دست‌اندركاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‌ى سرمايه‌دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‌پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه‌داران و كارگران، تقويت چرخه‌ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه‌ى زمينه‌ها: زمينه‌هاى مصارف روزمرّه و زمينه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه‌ى اقتصادى فائق بيايد.از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه ملت ايران را در اين صحنه و در همه‌ى صحنه‌ها موفق و مؤيد بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طيبه‌ى شهيدان عزيز ما را با اوليائشان محشور فرمايد.والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌

سپردن واقعی

درست از همون‌جایی که فکر می‌کنی بدترین اتّفاقات زندگی‌ت قراره رقم بخوره، درست از همون وقتی که امیدت رو از زمین و زمان از دست می‌دی، درست از همون وقتی که گیج و مات و مبهوت موندی؛ دونه دونه اتّفاقای قشنگ برات رقم می‌خوره، دونه دونه سختی‌ها کنار می‌رن، دونه دونه حسّای خوب میان سراغت …

درست از همون‌جایی که زندگی‌تو فقط و فقط سپردی دستِ خودش؛ زیباترین طرح‌ها رو برات ترسیم می‌کنه …

پس چه بهتر که بسپاریم به خداوند عاشق و مهربان...

بیانیه مهندسین بسیجی به مناسبت ایام اله دهه مبارکه فجر

بسم الله الرحمن الرحیم

نصر من الله و فتح قریب و بشر المومنین

ملت غیور، هوشمند و شرافتمند انقلاب اسلامی

در حالی وارد سی و چهارمین سال پیروزی انقلاب اسلامی می شویم که وعده های معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی علیه الرحمه  یکی پس از دیگری محقق شده و می شود و طلیعه پیروزی نهایی مکتب امام خمینی علیه الرحمه در جهان  روز به روز بیشتر نمایان می شود . سران رژیم های فاسدی که از آغاز مقابل نهضت اسلامی ما ایستادند یکی پس از دیگری سقوط می کنند و با سرعتی باور نکردنی جای خود را به اسلام گرایان و دوستداران انقلاب اسلامی می دهند.

با امید به  پروردگار متعال که پیروزی مومنان را خود تضمین کرده است؛ ما مهندسین بسیجی اطمینان داریم که این مسیر را با سربلندی و عزت خواهیم پیمود و در ورای این توطئه های سياسي اقتصادی دشمن، پیروزی های بزرگ و غیر قابل تصور در انتظار ملت ایران خواهد بود. آمریکا و اروپا با این بازی ها که دوام زیادی هم ندارد و چند صباحی بیشتر نمی پايد اقتصاد درمانده و پریشان خود را به فروپاشی کامل نزدیک تر می کنند. وما بسيجيان با تمام قوا و با خون خود از انقلاب اسلامي كه نتيجه زحمات امام خميني ره وجان نثاريهاي شهداي معظم در پيروزي انقلاب اسلامي و در طول 8 سال دفاع مقدس بوده را تحت فرمان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي پاسداري خواهيم نمود .

فرهنگ عاشورايي و توطئه دشمنان



اگر بررسي کارشناسي و دقيقي در زمينه فرهنگ عاشورا و نگراني دشمنان اسلام از نهضت حسيني انجام گيرد و اينکه بسياري از نقشه‌ها و توطئه‌هاي آنان از طريق اين نهضت و توجه به ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در آن نقش برآب مي شود، به يقين اهميت و جايگاه فرمايش‌هاي گهربار مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌ الله العظمي خامنه اي دو چندان مشخص مي شود، چرا که در فرمايش‌هاي ايشان کاملاً به مقتضيات و زمان شناسي عنايت ويژه اي شده است و براساس آن، ضمن بيان اهميت والاي نهضت عاشورا و عزاداري‌ها براي زنده نگه داشتن اين نهضت، آسيب ها و آفت ها را به صورت دقيق بررسي و بيان فرموده اند و تحليل هاي بسيار روشن و عالمانه اي را ارائه فرموده‌اند که به يقين توجه به اين بيانات تحليلگرانه، بسياري از حقايق را براي ما روشن مي سازد و از اجراي ناخودآگاهانه نقشه هاي دشمن باز مي دارد. بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

بسیج چیست و بسیجی کیست؟

هفته بسیج را به دلاور مردان بسیجی تبریک عرض می نمایم .

بسیج چیست ؟ و بسیجی کیست ؟
بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد و بسیجی شاخ برگ درختیست که با ایثار و فداکاری تمام مجاهدان از صدر اسلام تاکنون پیوسته مراقبت شده تا بوی دل انگیز آن بهار صلح و امنیت را برای میهن اسلامی مان به ارمغان بیاورد و بسیجی بر بالای آن حدیث عشق را سروده است .

بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند و بسیجی دانش آموخته مکتبی است که فارغ التحصیلان آن در جنت رضوان سکنی گزیده و ثمره رشادتهای خود را در لقاء پروردگار خویش یافته اند .

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشان گرفته‌اند و بسیجی سرباز گمنان امام زمان(عج) است که در مکتب عاشورا تربیت یافته و در دفاع مقدس خود مدرس سلسه رهجویان شهادت گشت .

بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‌اند و بسیجی آن رزمنده پاکبازیست که شبها در فراق مولای خود نجوا می کند و روز در جهادی حضور دارد که یک روز در برابر هجوم نظام سلطه ایستادگی کرده و اینک در برابر تهاجم فرهنگی اش خاکریز زده است

دعای امام سجاد به وقت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان

دعا، انس و پیوندی معنوی است میان بنده و بنده نواز و رشته ارتباطی است برای نیل آدمی به امنیت و آرامش قلبی در قرب حق تعالی، دعا، تقرب به خدا وشناخت حق سلطنتش است و شناخت حق سلطه بی همتای خداوند، در تذلل عبد به معبود است که از آن تعبیر به یقین می شود، یقین به من بیده ملکوت السماوات و الارض یعنی حکومت بی منازع خالق که ملکوت آسمان ها وزمین را در دست دارد برمخلوقی که جز خالقش کسی بر او رحم نمی کند. دعا عبادت است همان طور که ذات اقدس اله در قرآن می فرماید: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ (۱) و پروردگار شما گفته است که مرا بخوانید تا [دعای] شما را بپذیرم. کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند، به زودی با ذلت وارد دوزخ می شوند.
تدبر و تفکر در فرازهای نورانی صحیفه سجادیه ابواب شگرفی از معارف ژرف رحمانی را به روی انسان می گشاید. صحیفه سجادیه گنجینه بسیار غنی از معارف ژرف الهی در قالب ۵۴ دعا و نیایش از حضرت زین العابدین علیه اسلام است که علی رغم در برداشتن آموزه های علمی و دینی و لطایف شوقی و عرفانی، در مهجوریت و مظلومیت به سر می برد. معارف و حقایق عظیمی که امام سجاد علیه اسلام با توجه به اختناق شدید دوران خود به صورت دعا بر پیروان راستین خویش و شیفتگان علم و حکمت عرضه نمود و در واقع، با سلاح کارآمد دعا به میدان مبارزه با جهل و ظلم وارد شد و طیف وسیعی از آموزه های عقیدتی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و مسائل مربوط به طاعات و عبادات، بهداشت، تاریخ، انسان شناسی و غیره را مطرح نمود. یکی از دعا های زیبای این کتاب ارزشمند دعای ورود به ماه رمضان است که معارف عظیمی از امام سجاد علیه اسلام در آن به یاد گار گذاشته شده است. دعای ۴۴ صحیفه سجادیه با سنای خداوند آغاز می شود

شکر وحمد الهی


«و کان مِن دعائِه علیه‏السلام اِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضان‏
اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى هَدانا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنا مِنْ اَهْلِهِ، لِنَکُونَ لِاِحْسانِهِ مِنَ الشّاکِرینَ، وَ لِیَجْزِیَنا عَلى‏ ذلِکَ جَزآءَ الْمُحْسِنینَ.»
سپاس خدائى را سزاست، که ما را براى سپاسگزارى خود راهنمائى نمود، و از سپاسگزاران قرار داد، تا براى احسان و نیکیش از شکرگزاران باشیم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نیکوکاران دهد.

«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ‏الَّذى حَبانا بِدینِهِ،وَاخْتَصَّنابِمِلَّتِهِ، وَ سَبَّلَنا فى سُبُلِ اِحْسانِهِ، لِنَسْلُکَها بِمَنِّهِ اِلى‏ رِضْوانِهِ، حَمْداً یَتَقَبَّلُهُ‏مِنّا، وَیَرْضى‏ بِهِ عَنّا. »
و سپاس خدائى را سزاست که دین خود را به ما عطا نمود، و ما را به ملت‏خویش(اسلام) اختصاص داد، و در راه هاى احسان و نیکیش رهنمون کرد،تا به وسیله نعمتش در آن راه ها رفته و به سوى رضا و خشنودیش دست‏یابیم، سپاسى که آن را از ما به پذیرد، و به وسیله آن از ما خشنود گردد.

ویژگی های رمضان


«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ‏الَّذى جَعَلَ مِنْ تِلْکَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضانَ، شَهْرَ الصِّیامِ، وَ شَهْرَ الِاْسْلامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحیصِ، وَ شَهْرَ الْقِیامِ، الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ، هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ، (۲)»
و سپاس خدائى را سزاست که ماه خود رمضان(مستفاد ازاین جمله آن است که رمضان یکی از نام های خداست) را، ماه صیام و روزه(امساک و خودداری ازخوردن وآشامیدن دراوقات معلومه)، و ماه اسلام(ماه طاعت و فرمان بری ازجهت بسیاری طاعت وبندگی، یا ماه دین اسلام برای اینکه واجب شدن روزه آن از مختصات این امت است)، و ماه تزکیه، و ماه تصفیه و پاک کردن (از گناهان)، و ماه قیام و ایستادن (براى نماز در شب ها) را یکى از آن راه هاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى که براى مردم راهنما (یى از گمراهى) و نشانه‏هاى آشکار رهبرى(حلال وحرام)، و جدا کننده میان حق و باطل است.

برترین ماه ها، رمضان


«فَاَبانَ فَضیلَتَهُ عَلى‏ سآئِرِ الشُّهُورِ بِما جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُماتِ الْمَوْفُورَةِ، وَ الْفَضآئِلِ الْمَشْهُورَةِ، فَحَرَّمَ فیهِ مااَحَلَّ فى غَیْرِهِ اِعْظاماً، وَ حَجَرَ فیهِ الْمَطاعِمَ وَالْمَشارِبَ اِکْراماً، وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَیِّناً لایُجیزُ – جَلَّ وَ عَزَّ – اَنْ یُقَدَّمَ قَبْلَهُ، وَ لایَقْبَلُ اَنْ یُؤَخَّرَ عَنْهُ، »
پس برترى آن را بر ماه هاى دیگر به سبب حرمت ها و گرامى داشتن هاى بسیار و فضائل و برترى‏هاى آشکار که براى آن قرار داد، هویدا گردانید، و در آن ماه از جهت‏بزرگ داشتن، آنچه را که در ماه هاى دیگر حلال کرده حرام نمود، و خوردنی ها و آشامیدنی ها را در (روزهاى) آن منع کرد، و براى آن وقت آشکارى (معینى) قرار داد، که خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمى‏داند که پیش انداخته شود و نمى‏پذیرد که از آن وقت‏به تاخیر افتد.

شب قدر


«ثُمَّ فَضَّلَ لَیْلَةً واحِدَةً مِنْ لَیالیهِ عَلى‏ لَیالى اَلْفِ شَهْرٍ، وَ سَمّاها لَیْلَةَ الْقَدْرِ، تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمْرٍ، سَلامٌ، دآئِمُ الْبَرَکَةِ اِلى‏ طُلُوعِ الْفَجْرِ عَلى‏ مَنْ یَشآءُ مِنْ عِبادِهِ بِما اَحْکَمَ مِنْ قَضآئِهِ. »
پس از آن (عبادت و بندگى در) شبی (قدر) آن را بر (عبادت در) شب هاى هزار ماه برترى داد(چون خیرات وبرکات ونیکی ها وسود های دینی و دنیوی در آن است)، و آن را شب قدر نامید (شبى که خداى تعالى اجل ها و روزی ها و هر امرى که حادث مى‏شود را مقدر مى‏فرماید) در آن شب (بسیارى از) فرشتگان و روح (القدس که مخلوقى است‏بزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر که از بندگانش به خواهد با قضا و قدرى که محکم و استوار کرده (تغییر و تبدیلى در آن نیست). براى هر کارى (که خدا مقدر فرموده) فرود مى‏آیند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانى که براى نماز به پاى ایستاده یا در حال رکوع و سجودند، یا آنکه شب سلامتى و رهائى از ضرر و زیان شیاطین است) که برکت و خیر آن تا آشکار شدن روشنى صبح، دائم و پایدار است.

صلوات بر نبی/ دوری از گناه


«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَلْهِمْنا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ اِجْلالَ حُرْمَتِهِ، وَ التَّحَفُّظَ مِمّا حَظَرْتَ فیهِ، وَ اَعِنّا عَلى‏ صِیامِهِ بِکَفِّ الْجَوارِحِ عَنْ مَعاصیکَ، وَ اسْتِعْمالِها فیهِ بِما یُرْضیکَ، حَتّى‏ لا نُصْغِىَ بِاَسْماعِنا اِلى‏ لَغْوٍ، وَ لا نُسْرِعَ بِاَبْصارِنا اِلى‏ لَهْوٍ، »
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و شناسائى برترى آن را (بر ماه هاى دیگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقش را (که قیام و ایستادگى بر آن واجب است) و دورى گزیدن از آنچه را که منع و حرام کرده‏اى به ما الهام نما، و ما را بر روزه داشتن آن به وسیله باز داشتن اندام از گناهان و به کار بردن آنها در آن ماه به آنچه تو را خشنود مى‏گرداند(خواسته تو در آن است) یارى فرما، تا با گوش هامان سخن بیهوده گوش ندهیم، و با چشم هامان به سوى بازى (کارهائى که انسان را از مقصود باز دارد)، نشتابیم.

روزه دست، پا، شکم و زبان


«وَ حَتّى‏ لانَبْسُطَ اَیْدِیَنا اِلى‏ مَحْظُورٍ، وَ لانَخْطُوَ بِاَقْدامِنا اِلى‏ مَحْجُورٍ، وَ حَتّى‏ لا تَعِىَ بُطُونُنا اِلاّ ما اَحْلَلْتَ، وَ لاتَنْطِقَ اَلْسِنَتُنا اِلاّ بِما مَثَّلْتَ، وَ لانَتَکَلَّفَ اِلاّ ما یُدْنى مِنْ ثَوابِکَ، وَ لانَتَعاطى‏ اِلاَّ الَّذى یَقى مِنْ عِقابِکَ، ثُمَّ خَلِّصْ ذلِکَ کُلَّهُ مِنْ رِئآءِ الْمُرآئِینَ، وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعینَ، لا نَشْرَکُ فیهِ اَحَداً دُونَکَ، وَلانَبْتَغى فیهِ مُراداً سِواکَ. »
و تا دست هامان را به(طلب یا فراگفتن) حرام دراز ننمائیم، و با پاهامان به سوى آنچه منع و حرام گشته نرویم. و تا شکم هامان نگاه ندارد و گرد نیاورد جز آنچه (خوردنى و آشامیدنى) که تو حلال و روا گردانیده‏اى، و زبانهامان گویا نشود جز به آنچه (قرآن مجید و گفتار پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام که) تو خبر داده و بیان فرموده‏اى (اشاره به آداب روزه دارى و پرهیز از گناهان در حال روزه‏دارى است) و رنج نکشیم جز در آنچه (عبادت خالق و خدمت‏ به خلق که) به پاداش تو نزدیک گرداند، و به جا نیاوریم جز آنچه که از کیفر تو نگاه دارد سپس همه آن کردارها را از ریا، و خودنمائى خود نمایان و از سمعه و شنواندن شنوانندگان خالص و پاکیزه گردان که در آن کسى را با تو شریک نگردانیم، و جز تو در آن مقصود و خواسته‏اى نطلبیم.

صلوات بر نبی/ نماز


«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ قِفْنا فیهِ عَلى‏ مَواقیتِ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتى حَدَّدْتَ، وَ فُرُوضِهَا الَّتى فَرَضْتَ، وَ وَظآئِفِهَا الَّتى وَظَّفْتَ، وَ اَوْقاتِهَا الَّتى وَقَّتَّ، »
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و ما را در آن بر اوقات نمازهاى پنجگانه با حدود و احکامش، که مقرر نموده‏اى و واجباتش که واجب کرده‏اى و شروط و اوقاتش که شرط و تعیین گردانیده‏اى آگاه فرما. (حضرت صادق علیه السلام فروموده: برای نماز چهار هزار حد «حکم شرعی» است).

حقیقت نماز


«وَ اَنْزِلْنا فیها مَنْزِلَةَ الْمُصیبینَ لِمَنازِلِها، الْحافِظینَ لِاَرْکانِها، الْمُؤَدّینَ – لَها فى اَوْقاتِها عَلى‏ ما سَنَّهُ عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ – صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ – فى رُکُوعِها وَ سُجُودِها وَ جَمیعِ فَواضِلِها عَلى‏ اَتَمِّ الطَّهُورِ وَ اَسْبَغِهِ، وَ اَبْیَنِ الْخُشُوعِ وَ اَبْلَغِهِ، »
و ما را در نماز همچون کسانى قرار ده که مراتب شایسته آن را دریافته و ارکان و جوانب آن را نگاهدارندگانند. آن را در اوقات خود به همان طریقى که بنده و فرستاده تو که درودهایت‏ بر او و بر آل او باد، در رکوع و سجود و همه فضیلت ها و درجات رفیعه‏اش قرار داده، با کاملترین طهارت و پاکى، و رساترین خشوع و فروتنى به جا آورنده‏اند.

وظایف مومن در رمضان


«وَ وَفِّقْنا فیهِ لِاَنْ نَصِلَ اَرْحامَنا بِالْبِرِّ وَالصِّلَةِ، وَاَنْ نَتَعاهَدَ جیرانَنا بِالْاِفْضالِ وَ الْعَطِیَّةِ، وَ اَنْ نُخَلِّصَ – اَمْوالَنا مِنَ التَّبِعاتِ، وَ اَنْ نُطَهِّرَها بِاِخْراجِ الزَّکَواتِ، وَ اَنْ نُراجِعَ مَنْ هاجَرَنا، وَ اَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنا، وَ اَنْ نُسالِمَ مَنْ عادانا، حاشى‏ مَنْ عُودِىَ فیکَ وَ لَکَ، فَاِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذى لانُوالیهِ، وَ الْحِزْبُ الَّذى لانُصافیهِ، »
و ما را در آن ماه توفیق ده که با نیکى فراوان و بخشش، به خویشان خود نیکى کنیم و با احسان و عطا از همسایگان جویا شویم، و دارائی هامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نمائیم(اموالی که از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا کرده به صاحبانش یا اگر نیستند ویا معلوم نیست کیستند یا کجایند به حاکم شرع باز گردانیم)، و آنها را با بیرون کردن زکات ها پاک کنیم (که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده: «ملعون کل مال لا یزکى‏» از خیر و نیکى دور است هر مال و دارئى که زکوة آن داده نشود) و به کسى که از ما دورى گزیده باز گردیم (به او به پیوندیم) و به کسى که به ما ظلم و ستم نموده از روى (آنچه که مقتضى) انصاف و عدل(است) رفتار کنیم و با کسى که به ما دشمنى نموده آشتى نمائیم، جز کسى که در راه تو و براى تو با او دشمنى شده باشد، زیرا او دشمنى است که او را دوست نمى‏گیریم، و حزب و گروهى است که با او از روى دل دوستى نمى‏کنیم.

حفظ خود از گناه و تقرب به خدا


«وَ اَنْ نَتَقَرَّبَ اِلَیْکَ فیهِ مِنَ الْاَعْمالِ الزّاکِیَةِ بِما تُطَهِّرُنا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ تَعْصِمُنا فیهِ مِمّا نَسْتَاْنِفُ مِنَ الْعُیُوبِ، حَتّى‏ لایُورِدَ عَلَیْکَ اَحَدٌ مِنْ مَلائِکَتِکَ اِلاَّ دُونَ ما نُورِدُ – مِنْ اَبْوابِ الطَّاعَةِ لَکَ، وَ اَنْواعِ الْقُرْبَةِ اِلَیْکَ.»
و ما را توفیق ده که در آن به سوى تو تقرب جسته نزدیک شویم، به وسیله کردارهاى پاکیزه و آراسته که ما را به آن از گناهان پاک کنى (بیامرزى) و در آن ما را حفظ کرده و نگاهدارى از اینکه بخواهیم عیوب و زشتی ها (کردارهاى ناشایسته) را از سر گیریم، تا هیچ یک از فرشتگانت (که نویسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پیشنهاد ننمایند، جز آنکه کمتر باشد از اقسام طاعت و بندگى براى تو، و انواع تقرب به سوى تو که ما به جا آوردیم.

دعای مستجاب


« اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الشَّهْرِ، وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَکَ فیهِ مِنِ ابْتِدآئِهِ اِلى‏ وَقْتِ فَنآئِهِ: مِنْ مَلَکٍ قَرَّبْتَهُ، اَوْ نَبِىٍّ اَرْسَلْتَهُ، اَوَ عَبْدٍ صالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَهِّلْنا فیهِ لِما وَعَدْتَ اَوْلِیآئَکَ مِنْ کَرامَتِکَ، وَ اَوْجِبْ لَنا فیهِ ما اَوْجَبْتَ لِأَهْلِ الْمُبالَغَةِ فى طاعَتِکَ، وَاجْعَلْنا فى نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الرَّفیعَ الْاَعْلى‏ بِرَحْمَتِکَ. »
بارخدایا از تو درخواست مى‏نمایم به حق(فضیلت و برتری) این ماه و به حق کسى که در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو کوشیده: از فرشته‏اى که او را مقرب ساخته‏اى، یا پیغمبرى که فرستاده‏اى، یا بنده شایسته‏اى که برگزیده‏اى، که بر محمد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى کرامت و ارجمندى که به دوستانت وعده داده‏اى سزاوار گردان، و آنچه که براى کوشش کنندگان در طاعت و فرمانبریت واجب و لازم کرده‏اى براى ما لازم نما، و به رحمت و مهربانیت ما را در صف کسانى (انبیاء و اوصیاء علیهم السلام) که سزاوار بالاترین مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.

جلو گیری از گمراهی از صراط مستقیم


«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ جَنِّبْنَا الْاِلْحادَ فى تَوْحیدِکَ، وَ التَّقْصیرَ فى تَمْجیدِکَ، وَ الشَّکَّ فى دینِکَ، وَ الْعَمى‏ عَنْ سَبیلِکَ، وَ الْاِغْفالَ لِحُرْمَتِکَ، وَ الْاِنْخِداعَ لِعَدُوِّکَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ.»
بار خدایا، بر محمد و آل او درود فرست، وما را در توحید و یگانگیت از عدول و بازگشتن (شرک آوردن آشکار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصیر و کوتاهى و در دینت (اسلام) از شک و دو دلى و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنودیت) از کورى (گمراهى) و براى حرمتت (آنچه قیام به آن واجب است) از سهل انگارى، و از دشمنت شیطان رانده شده (ازخیرات ونیکی ها) از فریب خوردن، دور گردان.

دعای نیمه شب

 
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اِذا کانَ لَکَ فى کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ لَیالى شَهْرِنا هذا رِقابٌ یُعْتِقُها عَفْوُکَ، اَوْیَهَبُها صَفْحُکَ، فَاجْعَلْ رِقابَنا مِنْ تِلْکَ‏الرِّقابِ، وَاجْعَلْنا لِشَهْرِنا مِنْ خَیْرِ اَهْلٍ وَ اَصْحابٍ. »
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و هرگاه در هر شب از شب هاى این ماه براى تو بندگانى باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد مى‏نماید، یا گذشتت ایشان را مى‏بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان به گردان ، و ما را براى این ماه، از بهترین شایستگان و یاران (برگزیدگان) قرار ده.

رمضان و ریزش گناه


«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ امْحَقْ ذُنُوبَنا مَعَ امِّحاقِ هِلالِهِ، – وَ اسْلَخْ عَنّا تَبِعاتِنا مَعَ انْسِلاخِ اَیّامِهِ، حَتّى‏ یَنْقَضِىَ عَنّا وَ قَدْ صَفَّیْتَنا فیهِ مِنَ الْخَطیئآتِ، وَ اَخْلَصْتَنا فیهِ مِنَ السَّیِّئاتِ.»
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و با کاسته شدن ماه آن گناهان ما را بکاه، و با به پایان رسیدن روزهایش بدی ها و گرفتاری هاى ما را از ما بکن تا اینکه این ماه از ما بگذرد در حالى که ما را از خطاها(گناهان کوچک) پاکیزه گردانیده و از بدی ها (گناهان بزرگ) خالص و آراسته ساخته باشى.

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اِنْ مِلْنا فیهِ فَعَدِّلْنا، وَ اِنْ زُغْنا فیهِ فَقَوِّمْنا، وَ اِنِ اشْتَمَلَ عَلَیْنا عَدُوُّکَ الشَّیْطانُ فَاسْتَنْقِذْنا مِنْهُ. »
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست. و اگر در آن از حق برگردیم ما را (بر آن) بازگردان و اگر در آن عدول نموده به راه کج رفتیم ما را به راه راست آور، و اگر دشمن تو شیطان ما را احاطه کرده فرا گیرد از او رهائیمان ده.

همه لحظات در عبادت


«اَللَّهُمَّ اشْحَنْهُ بِعِبادَتِنا اِیّاکَ، وَ زَیِّنْ اَوْقاتَهُ بِطاعَتِنا لَکَ، وَ اَعِنّا فى نَهارِهِ عَلى‏ صِیامِهِ، وَ فى لَیْلِهِ عَلَى الصَّلوةِ وَالتَّضَرُّعِ اِلَیْکَ وَ الْخُشُوعِ لَکَ، وَ الذِّلَّةِ بَیْنَ یَدَیْکَ، حَتّى‏ لا یَشْهَدَ نَهارُهُ عَلَیْنا بِغَفْلَةٍ، وَ لا لَیْلُهُ بِتَفْریطٍ. »
بار خدایا ماه رمضان را از عبادت، و پرستش ما مملو و پر گردان، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبرى ما براى تو آراسته نما و ما را در روزش به روزه داشتن و در شبش به نماز و زارى به سوى (درگاه) تو و فروتنى و خوارى در برابر تو، یارى فرما تا روزش بر ما به غفلت و بی خبرى و شبش به تقصیر و کوتاهى (در عمل) گواهى ندهد.

مومن بعد از رمضان


«اَللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنا فى سآئِرِ الشُّهُورِ وَ الْاَیّامِ کَذلِکَ ما عَمَّرْتَنا، وَاجْعَلْنا مِنْ عِبادِکَ الصّالِحینَ الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فیها خالِدُونَ(۳)، وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما اتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ اَنَّهُمْ اِلى‏ رَبِّهِمْ راجِعُونَ، وَ مِنَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِى الْخَیْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ(۴). »
بار خدایا ما را در باقى ماه ها و روزها تا زمانى که زنده‏ ‏دارى همچنین (به طورى که براى ماه رمضان درخواست‏شد) قرار ده، و ما را از بندگان شایسته‏ات به گردان که آنان بهشت را به میراث مى‏برند در حالى که در آن جاوید هستند گفته‏اند: بهشت مسکن و جایگاه پدر ما حضرت آدم على نبینا و آله و علیه السلام بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است که از او به آنها ارث رسیده) و از آنانى قرار بده که آنچه (صدقات) را مى‏دهند در حالى که دلهاشان از (اندیشه) بازگشت ‏به سوى پروردگارشان ترسان است و از آنان که در نیکی ها مى‏شتابند، و ایشان براى آن نیکی ها بر دیگران پیشى گیرنده‏اند .

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، فى کُلِّ وَقْتٍ وَ کُلِّ اَوانٍ، وَ عَلى‏ کُلِّ حالٍ عَدَدَ ما صَلَّیْتَ عَلى‏ مَنْ صَلَّیْتَ عَلَیْهِ، وَ اَضْعافَ ذلِکَ کُلِّهِ بِالْاَضْعافِ الَّتى لا یُحْصیها غَیْرُکَ، اِنَّکَ فَعّالٌ لِما تُریدُ(۵).»
بار خدایا درود فرست‏بر محمد و آل او، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال به شماره درودى که فرستاده‏اى بر هر که درود فرستاده‏اى، و چندان برابر همه آنها به چندان برابرى که جز تو آنها را نتواند شمرد، زیرا تو هر چه را بخواهى به جا آورنده‏اى( انجام کار، تو را ناتوان نمى‏گرداند و مانعى آن را باز نمى‏دارد).(۶)

پی نوشت:
۱ – غافر / ۶۰
۲- سوره ۲ آیه ۱۸۵٫
۳- سوره ۲۳ آیه ۱۱٫
۴- سوره ۲۳ آیه ۶۰ و۶۱٫
۵- صحیفه سجادیه دعای ۴۴ ص۲۸۲ به قلم حاج سید علینقی فیض الاسلام.
۶- ترجمه فیض الاسلام

فرمانده معظم کل قوا :حضور مقتدرانه ایران در آبهای آزاد ، برای ملتها ، الهام بخش و امید آفرین است

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا صبح یکشنبه با حضور در قرارگاه مقدم نیروی دریایی ارتش – ناوگان جنوب، از نزدیک در جریان فعالیتها و اقدامات یگانهای دریایی ارتش در خلیج فارس و دریای عمان و آبهای آزاد قرار گرفتند.

ادامه نوشته

زندگی نامه سردار شهید مهدی امینی

مهندس مهدی امینی :در سال 1332 هـ.ش در ارومیه چشم به جهان گشود دوران دبستان و متوسطه را در ارومیه و تهران گذراند.

پس از اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1350 هـ.ش وارد دانشگاه علم و صنعت تهران شد و در سال 1356 هـ.ش در رشته مهندسی راه و ساختمان مراحل عالی تحصیل را به پایان رساند .

پس از پایان تحصیلات وارد خدمت سربازی شد . فعالیت های انقلابی او از زمان تحصیل در دبیرستان شروع شد و او در کنار درس و تحصیل به مطالعه کتب مختلف مذهبی و آثار امام خمینی (ره) پرداخت .
در این دوره بود که به جریان مبارزه با رژیم طاغوت پیوست و در جریان این فعالیت های سیاسی ، مدتی زندانی شد .

با ارشاد روحانیت راستین مسیر عشق و خون را از قم آغاز نمود ایام پر حادثه انقلاب اسلامی را با تلاش و تکاپو سپری کرد و در پیشبرد اهداف امام خمینی (ره) با جان و دل کوشید او که تشنه معارف اسلامی بود قصد هجرت دوباره به قم را داشت اما ارومیه نیازش به ایشان بیشتر بود با رشد و اوج گیری انقلاب اسلامی و با توجه به این که مهندس راه و ساختمان بود ، می توانست موقعیت شغلی و پست مهمی بدست آورد ، و در مأموریت های مختلف شرکت نماید لاجرم در نقش مدیریت یک شرکت بزرگ راه سازی در راستای عمران و آبادی به تلاش پرداخت و همزمان تلاش خود را در جهت دفاع از خط امام و انقلاب در قبال گروهکها ، منحرفین و محاربین آغاز نمود او هرچند مدیر شرکت بود ولی مسئولیتها هرگز نتوانست او را تسلیم خود نماید بلکه او شیرمردی بود از تبار حسین (ع) بطوریکه با شروع جنگ تحمیلی در اولین روز جنگ مسئولیت ها را رها کرده و به دلیل علاقه به انقلاب و حفظ و حراست از آن سبب گردید تا برای انجام خدمات بیشتر به سپاه پاسداران ملحق شود و دوشاوش سردارانی چون باکری عازم جبهه جنوب شد و در سال 1359 با دعوت سپاه به ارومیه بازگشته و فرماندهی عملیات سپاه را عهده دار می گردد و فصلی دیگر از دلاوری ها به نام این سردار بزرگ رقم می خورد.

وی به عنوان سربازی جان برکف برای انجام هر مأموریتی در راه انقلاب پیشقدم بود و شهادت طلبان را در سایه بیرق سرخ سپاه اسلام مهیا نموده و خود نیز پیشاپیش همه پای در میدان نبرد با منحرفین و محاربین نهاد ومنطقه عمومی دارلک – گوگ تپه و مهاباد را از لوث وجود ضدانقلاب پلید و حزب منحله دمکرات ، پاک و سرانجام بعد از خدمات ارزنده در راه انقلاب در تاریخ 28/3/1360 در این نبرد به همراه یاران با وفایش به فیض شهادت نائل آمد .

سردار تکه تکه سپاه اسلام ، شهید جواد قنبری !

۲۵ خرداد سالگرد شهادت سردار دلاور آذربایجان شهید جواد قنبری است به همین مناسبت هفته نامه یالثارات الحسین در آخرین شماره خود مطلبی را در خصوص این شهید منتشر کرده است . اکنون در ادامه مطالب مفصل تری درباره زندگی پرفراز و نشیب این شهید بزرگوار از نظر خوانندگان می گذرد شهیدی که بدست ضدانقلاب های تجزیه طلب حزب دمکرات به طرز فجیعی به شهادت رسید و پیکر پاکش مثله شد :

                   

شهید جواد قنبری سال 1334 ه ش در خانواده ايي فقير و مذهبي و مومن به عقايداسلامي, در محله ي آرامگاه اروميه چشم به جهان گشود .تحصيلات ابتدائي را در دبستان مافي با موفقيت به اتمام رساند و وارد دبيرستان صائب شد.او مدتی بعد به دبیرستان نجفي سابق رفت و تحصيلات متوسطه را با توجه به استعداد خوب تحصيلي با موفقيت و تلاش شبانه روزي به پايان برد و موفق به اخذ مدرك ديپلم شد .
جواد مجبور بود به علت اوضاع بد مالي خانواده در كنار تحصيل به كار بپردازد تا كمكی برای تامين هزینه های خانواده ي فقير خود بود .
به فرائض ديني اهميت زيادي مي داد و گرايش خاصي به اسلام و روحانيت داشت . چند بار خواست برای فراگيري دروس ديني به حروزه ي عليمه ي قم برود ولي به علت وضعيت مالي نابسامان خانواده موفق به این کار نشد.

 وصیت نامه نیمه تمام شهید جواد قنبری :

بسم الله الرحمن الرحیم / والْعصر اِنَّ الْاِنْسانَ لَفي خُسر اِلَّا الَّذينَ امنُوا وعمِلُوا الصالِحات وتَواصوا بِالْحق وتَواصوا بِالصبر .
بار الها ما را از توصيه كنندگان به حق و توصيه كنندگان به صبر قرار بده .
بار الها ما را مردني عطا كن كه در آن خواري و ذلت نباشد . بار الها ما را زندگي علي وار ، مرگي علي گونه و برخاستني علي مانند عنايت فرما .  چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان ابراهيم زمان ، بت شكن تاريخ ، اين درهم كوبنده ستمگران ، و به لرزه درآورنده زور مندان و زرمندان ,تزوير پيشگان عصر. او که به نيروي لايزال الهي در دست امت مسلمان تمام ياسها و خود باختگيها را زدوده است . هر آن در انتظار روزيم كه گلوله اي از لوله تفنگ دشمنم خارج شده و بر سينه سپر كرده ام قرار گيرد .
از مرگ بي ثمر مي ترسم لكن آرزويم اين است كه مرگم نيز بتواند سازندگي داشته باشد . اگر شربت شهادت نصيبم شد انتظارم از پدر و مادر پيرم است كه قرباني خود را در پيشگاه خدايش و نزد پيامبران و پيشوايان و همرزمانش خوار نكنند . دوست ندارم كه كسي بر من بگريد كه من مال كسي نيستم ، من از آن خدايم هستم و هر وقت اراده كند به پيش او خواهم رفت البته اگر لياقتش را داشته باشم .
انتظارم از برادران و خواهرانم اين است كه براي به انزوا كشيدن و ...

 

در دوران تحصيل در دبيرستان پر تحرك و كوشا بود . او بيشتر اوقات فراغت خود را در دوران دبيرستان صرف مطالعه ي قرآن و نهج البلاغه و ساير كتب مذهبي مي نمود ، به طوري كه به زودي به عنوان فردي انقلابي و مذهبي براي عوامل ساواك قلمداد شد .
بعد از اتمام تحصيلات به خدمت سربازي رفت.در دوران خدمت سربازي مبارزات سياسي خود را عملاً آغاز كرد .او همواره در جهت خودسازي و روشنگري اجتماع خود مي كوشيد . اعتقادی به حکومت شاه نداشت و دوران سربازی او اغلب به سر پيچي از دستورات فرماندهان سپری شد .
روزي همسر شاه براي بازديد از همدان رفته بود ,جواد از طرف ژاندارمري به عنوان يكي از سربازان تامين امنيت جاده گمارده مي شود و قصد ترور او را مي نمايد ، ولي به علت عدم وجود موقعيت مناسب موفق به اين كار انقلابي نمي شود . بعد از اتمام دوران سربازي به علت اينكه در شهر اروميه براي ماموران اطلاعاتي فردي شناخته شده بود ، مجبور شد براي ادامه ي مبارزات و نيز كمك به اوضاع مالي خانواده به شهرستان تبريز برود . در آن شهر او در يك شركت ساختماني مشغول كار شد .
سالهاي 1355-1356 فرا رسید وجواد دايره ي فعاليت خود را بر عليه حکومت پهلوی گسترده تر كرد. او هرچند وقت یکبار به اروميه می رفت تا اعلاميه هاي حضرت امام ( ره) را به در بين مردم توزيع كند .
بسيار جسور و بي باك بود . روزي در يكي از تظاهرات دانشجويان دانشگاه تبريز ، افراد گارد براي متفرق ساختن راهپيمايان اقدام به ضرب و شتم و پرتاب گاز اشك آور مي كنند كه اغلب شركت كنندگان در راهپيمايي متفرق مي شوند اما جواد با يكي از گارديها درگير شده و او را به شدت مضروب مي كند .
به دنبال اوجگيري حركتهاي مردمي و در مبارزات انقلابی ،جواد كار خود را در تبريز رها كرده و به اروميه باز می گرددتا در تظاهرات حضور فعال پيدا كند و در سازماندهي مردم , فعال كردن مساجد به خصوص مسجد حاج عبدا... و تهيه ي اسلحه براي مبارزان مسلمان و راه اندازي و تشكيل كتابخانه و قرائت خانه ي تالار مهديه اقدامات مؤثري انجام دهد.
هميشه داوطلب استقبال از خطر بود و چندين بار با چماق به دستان وابسطه به رژيم پهلوي در بعضي از جاده هاي خارج از شهر به هنگام تردد درگير شده بود . در سال 1357 با وجود تحت تعقيب بودنش از طرف ماموران ساواك اقدام به تشكيل گروه "توحيدي خلق " مي كند . این گروه ر جهت براندازي رژيم پهلوي اقدامات انقلابي زيادي انجام داد كه از آن جمله مي توان به کشتن سرهنگ شكوري ,یکی از فاسدترین و بی رحم ترین افسران شاه خائن اشاره کرد كه دستوربه توپ بستن مسجد اعظم اروميه را صادر كرده بود .
اين کار بزرگ که توسط شهيد جوادقنبري انجام شد,انعكاس عجيبي در شهر به وجود آورد و به مردمی که تحت فشارحکومت شاه قرارداشتند ، روحيه و شهامت بخشيد و باعث تداوم مبارزات مردمي و انقلابي در شهر اروميه و ساير شهرستانهاي استان شد .
جواد ضمن مبارزه با حکومت وابسته ی شاه از جبهه های دیگر غافل نبود,اوقبل از انقلاب همچنين عضو هيأتهاي مذهبي بود . به همراه شهيد اسكندر نعمتي در روشنگري نسل جوان در سايه ي اين اجتماعات مذهبي كه در روزهاي سرد زمستان در خانه هاي مختلف اعضاي هيأت تشكيل مي شد ، نقش بسيار اساسي داشت . در اين هيأت ها ضمن آموزش عقايد ديني و تبيين اسلام انقلابي و تشيع سرخ ، در خصوص فعاليت بر عليه فرقه ي ملحد و استعماري بهائيت تصميمات جدي گرفته می شد و به اعضاي شركت كننده ابلاغ مي شد .
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني ( ره) ، جواد فعاليت و تلاش مداوم خود راگسترده تر كرد و در مقابل اعضاي گروهك منحرف منافقين خلق و گروه هاي محارب ديگر با منطق گويا و مستدل خود ، آنچنان چهره ي ضد اسلامي وضد مردمی آنها را افشاء مي كرد كه منافقين طرف بحث او ديگر حرفي براي گفتن نداشتند . در حالی که او خود قبل از آن از اعضاي اين گروه بود وبه ماهيت ضد اسلامي وضد مردمی آن پي برده بود . موضع گيري هاي این گروه در مقابل امام ( ره) و انقلاب ,و به خصوص جانبداری از خیانتهای دولت موقت و بني صدر ,باعث کناره گیری جواد از آنان وافشای چهره ی پلید آنهادر بين جوانان بود.
او به راحتي با اطلاعات كافي كه در مورد اسلام داشت ، پاسخ سوالات وشبهات و اعتقادي آنهارا مي داد . بعد از مدتها درگيري با گروههاي الحادي ، به دستور امام جمعه ارومیه به عنوان زندانبان اعضاي دستگير شده ساواك منصوب شد . با شروع فعاليت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد فعالیتهای نظامي این نهاد شد و لياقت و كارداني خود را با انجام شايسته ي مسئوليتهاي محوله ، ثابت کرد.
چندي بعد با توجه به كارداني و شايستگي اش به عنوان فرمانده سپاه شهرستان ماكو و بازرگان منصوب شد و به تشكل وانسجام بيشتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اين شهرستان پرداخت . اشرار و متخلفان را از دست او رهايي نبود و تا نهايت در راه هدف و انجام مسئوليت خطير خود كوشا بود .
یکی از دوستانش می گوید: سال 1359 كه هنوز شهيد قنبري به منطقه ي ماكو نيامده بود ، سپاه جايگاه اصلي و ارزش و اعتبار خود را آنچنان كه بايد و شايد در بين مردم پيدا نكرده بود و مفهوم پاسدار بودن را نمي دانستند . به اصطلاح هنوز وظيفه والاي پاسداری براي مردم توجيه نشده بود و يا شايد منافقين كوردل با تبليغات سوء خود عامل اصلي اين خدشه و خلاء بودند . به حق بايد گفت او كسي بود كه به سپاه اعتبار و عظمت داد و قبلاً كه گروههاي مخالف نظام جرأت هر كاري را در شهر پيدا كرده بودند ، بارها پايگاههاي سپاه را محاصره و افراد را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند؛ با آمدن جواد قنبري او به مقابله ي شجاعانه با آنها پرداخت و جوابهاي دندان شكن به اقدامات خرابکارانه ی آنها داد و معناي واقعي پاسدارانقلاب و سپاه را در اذهان مردم اين منطقه روشن کرد .
عزيزي دیگر همسنگر جواد مي گويد:  در آن زمان كه اوج فعاليت منافقان در شهر ماكو بود با جمع كردن افراد زياد ، سعي در ايجاد مزاحمت براي مسافرين و كاميونهاي بازرگاني مرز ايران و تركيه داشتند . گاهي ديده مي شد با جمع كردن افراد خود سد معبر مي كردند و يا به طرق ديگر باعث وحشت مسافران مي شدند . اما با قاطعيت و شهامت شهيد قنبري بعد از تصدي مسئوليت فرماندهي سپاه ماكو ، ديگر جرأت انجام چنين مانورهايي را نداشتند . او در راستاي هدف والاي خود در جهت پاكسازي منطقه از آلودگي ها از هيچ كوششي دريغ نمي كرد . روحيه ي والاي او نشانگر تعلق او به خداوند و مبداء والاي آفرينش بود و با همين روحيه ي پر صلابت و عشق به شهادت و دفاع از حريم حق و اسلام ، جمهوري اسلامي را معنا و اعتبار مي بخشيد . منطقه ي ماكو و بازرگان به علت موقعيت خاص جغرافيايي خود ، معمولاً محلي بود كه اجناس قاچاق و مواد مخدر بيش از هر چيز ديگر در آن يافت مي شد . به همين علت افراد سود جو و نا آگاهي كه گرفتار اين تله ي شيطاني شده بودند در ميان مردم منطقه تعدادشان زياد بود و شهيد قنبري با تدبير و درايت كافي با اينان برخورد مي كرد و مي توان گفت كه بعد از ورود ايشان به منطقه ,شرایط را عوض كرد و مردم مسلمان آن سامان ، جواد را ملجاء و پناه خود مي دانستند . با وجود شهيد قنبري در بين مردم مسلمان و زحمتكش ، مردم در مقابل نامردان آن زمان جرأت پيدا كردند و توانستند از حق خود دفاع نمايند و جواد از آنهادر مقابل اشرار ، حمايت مي كرد . او دشمن قاطع و سر سخت فساد و بي بند و باري بود . تيغ برنده ي اسلام بود كه ريشه ي ظالمان را از منطقه قطع نمود .چه بسياربودند ، جوانان معتادي كه با نفوذ كلام و جذبه ي روحاني ايشان از راه منحرف برگشتند .
از دلاوريها و رشادتهاي او هر چه بگوئيم كم است . او حماسه ها آفريد و عشق واقعي به اسلام و انقلاب را به همرزمان و همسنگران خود ياد داد . چه روزهايي كه به شب رساند ، در حاليكه دستان نيرومندش را در مبارزه با گروهک ضد انقلاب دموكرات در مناطق كرد نشين به كار گرفت . چه نيكو بود آن زماني كه اشرار و منافقان كوردل از خوف بي باكيهاي او ، خواب از چشمان ترسوشان ربوده شده بود و در حالت جهنمي ترس و اضطراب به سر مي بردند . او در مقابل خدمات شايان توجه اش هيچ توقعي نداشت ، چرا كه او راه حسين ( ع) را مي رفت و او را عشق به هدف و مرد زيستن با خون سرخ ، تفسير والاي زندگي بود . نيازي به پست و عنوان و زرق و برق ناچيز و بي مقدار دنيا نداشت . دوستی وعلاقه ی امام ( ره) و ولايت فقيه خط مشي اصلي زندگيش را تعيين مي كرد.او هميشه در صحبتهايش از فرمايشات امام ( ره) به برادران تذكر مي داد و سفارش بر اطاعت از اوامر و نصايح آن حضرت مي كرد.
ايشان مي گفت: حضرت امام تنها فرد احياء كننده ي اسلام وانقلاب اسلامي بعد از ائمه از ولي فقيه ، اطاعتي تعبدي بود ، تا جائيكه حاضر شد زندگيش را به بهاي دوستي ، به مرادش تقديم نمايد . هجرت او از اروميه به ماكو ، هجرت في سبيل الله بود و سرانجام ماموريتش را در منطقه ، با نوشيدن شهد گواراي شهادت به اعلاترين درجه ي كمال و بهترين نحو به انجام رسانيد .
او بر دلها حكومت مي كرد ، قلبها را به خود متوجه كرده بود . ايمان و عشق به هدف انگيزه ي اصلي زندگيش بود . به خط رهبري كه سر منشاء آن وجود اقدس خداوند است ، اعتقاد راسخ داشت . فداكاريها و از خود گذشتگي ، عشق به ميهن و اما ، قاطعيت در برخورد با دشمنان اسلام و جذبه و تاثير او بر روي افراد خاطي و محبت قلب او در بين مردم روز به روز باعث كينه ي دشمنان و منافقان نسبت به او شد . سرانجام به خاطر همين كينه و خشمي كه از عشق والاي او به نظام در دل دشمنان اسلام به وجود آمده بود و چون رادمرديهاي او اساس ايدئولوژيكي ظالمان را تهديد مي كرد ، لذا منافقان با يك طرح از پيش پي ريزي شده به همراه عوامل ضد انقلاب ,خوانين محلي و مزدوران حزب منحله ي دموكرات در يكي از ماموریتها درتاريخ 25/3/1359 كه به همراهي سرگرد شهيد سلطان بيگي ( فرمانده ژاندارمري ) و استوار احمد زاده ( رئيس پاسگاه منطقه ) به اسم مذاكره و صلح و جلوگيري از خونريزي به منطقه ي قلشلانمش ماكو رفته بودند ، با توطئه و نقشه ي از پیش طراحی شده، شهادت رسیدند .
آنها انگشتان دست ها و پاهاي جواد را شكستند ، محاسن مبارك را سوزاندند ، كمرش را شكستند و چشمان پر فروغ او را كه هميشه با ديدن تصوير حضرت امام اشك آلود مي شدند ، از حدقه بيرون كشيدند و اينگونه اين سردار سربدار اسلام به حضور معبود شرفياب شد و از زندان تن رهايي يافت . او حتي وقتي به عينه فرشته ي مرگ را در مقابل چشمانش حس مي نمود و در حاليكه دشمنانش با تهديدات جنون آميز و شكنجه هاي مرگ آور از او مي خواستند كه اقرار واعتراف به غلط بودن نظام و خط رهبري كند . با تمام علاقه ايي كه به اسلام و امام و انقلاب داشت در مقابل اين ديو سيرتان پست ، فرياد بر آورد: الله اكبر ,خميني رهبر .
آخرين رمق جانش عشق به اسلام و امام را با فرياد هايش در فضاي مجلس نكبت گرفته ي يزيديان زمان كه خالي از هر گونه انسانيت و تهي از معنويت بود به گوش جهانيان رساند و همانگونه كه هميشه بعد از نماز با خالقش راز و نياز مي كرد و آرام زمزمه مي كرد كه: بار خدايا مرا به دست پليد ترين و پست ترين انسانها از دنيا برهان و با سخت ترين شكنجه ها جانم بستان و عذاب آور ترين مرگ را بر من ارزاني بدار, شد و به دست جلادان ديو صفت زمان و مزدوران خون آشام آمريكايي ، جان به جان آفرين تسليم كرد و با رفتن خود باعث تحكيم هر چه بيشترپايه هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي در جهان شد.
مظهر تقوا و پرهيزگاري بود ، چه شبهاي طولاني كه تا سحر در حب معبود ازلي به سر كرده بود و روزهايش را به عشق وصال حريم ذات اقدسش ، به جهاد و مبارزه پرداخت. با رفتار انساني و جديت در كار و اعتقاد به راهي كه انتخاب كرده بود در هر شرايطي باعث وحدت و يكپارچگي مردم بود . او فرماندهي بود كه اسم فرماندهي در پيش او ، لفظي بيش نبود . زمانيكه سلسله مراتب نظامي به آن صورت در بين نيروهاي سپاه حاكم نبود . اين عوامل و صفات اخلاقي بسيار والاي او باعث محبوبيتش در ميان برادران پاسدار و اهالي منطقه شده بود . او اساس وحدت بود و حضور او چه در ميان مردم شهر و چه در مركز قرارگاه سپاه ، باعث دلگرمي و رونق كار نیروهای سپاه بود . حياتش مايه ي همبستگي و حتي مرگ پر افتخارش نيز در بين مردم وحدت آفريد . آن هنگام كه مردم شهر ، خبر شهادت ناجوانمردانه ي او را به دست اشرار و منافقان شنيدند ، صفهاي طولاني در حاليكه دست به دست هم داشتند به طرف منطقه ي محل شهادت او و يارانش راه افتادند تا انتقام او را از كفار زمانه بگيرند . چرا كه هويت اصلي نظام و حرمت ناموس مردم منطقه را او و ياران با وفايش با سرخي خونشان تضمين نمودند .
جواد قنبري به آرزويش رسيد . چرا كه در وصيت نامه ي مختصر و ناتمام خود كه آن را در آخرين لحظات حيات پر بركت خود در زندان مخوف جلادان نگاشته بود ، از خداوند خواسته بود كه او را مردني عطا نمايد كه در آن خواري و ذلت نباشد و اينگونه نيز شد . مردنش با افتخار بود . مردن او كوهها را به لرزه انداخت .
 
منبع : ذوالفقار-عصر امید

میلاد امام جواد (ع) مبارک

حضرت امام محمدتقی (جواد) علیه السلام فرزند ثامن الحجج علیه السلام در دهم رجب 195 ق در مدینه منوّره زاده شد و بر شاخسار امامت شکوفا گشت.

پدر بزرگوارش حضرت امام رضا علیه السلام و مادرش بانوی گرامی و بافضیلتی به نام «سبیکه» است که امام رضا علیه السلام او را «خیزران» نامید.

از ماه رمضان سال 202 یا آخر ماه صفر 203 ه، که امام رضا علیه السلام در توس به شهادت رسید، فرزند آن حضرت، امام محمدتقی علیه السلام به مقام امامت و پیشوایی امت مسلمان رسید.

بنری بسیار زیبا از "خمینی بت شکن"

سید مجید بنی فاطمه:   ما همه سرباز تو ایم خامنه ای . . .

به گزارش صراط نیوز سید مجید بنی فاطمه ذاکر اهل بیت (علیه السلام) همزمان با بیست و سومین سالروز آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در یادداشتی کوتاه پیرامون ولایتمداری و ولایت پذیری نوشت:                                                                       

 امام صادق(علیه ‎السلام) : بخدا قسم ما  نعمتی هستیم كه خداوند به بندگانش عنایت فرموده و به وسیله ما رستگار شود آن كسی كه رستگار شده است  و شیعه واقعی کسی است كه به دنبال امامان خویش باشند و پا جای پای آنها گذارند
 نوجوانی ام را به خاطر دارم . ایام دفاع مقدس را سپری می کردیم و در آن برهه تنها امیدمان خمینی کبیر بود .
سربازان و جان بر کفانش می آمدند جماران و با روحیه ای مضاعف به خط مقدم باز می گشتند .رزمنده های نوجوان و جوانی که تمام عشقشان دیدار روی روح خدا بود . و میدیدم تصاویر این شور و حال مثال زدنی را . نقطه اوج آن زمانی بود که هرچند جان بر بدن داشتند را در غالب شعار نثار حضرت امام می کردند .

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دستش را برای فدائیانش بالا می آورد و از دور بر سرشان می کشید . چه آرامشی نصیبمان می شد هنگامی که دست او را بالای سرمان می دیدیم .

آن زمان سربازان امام در محضرش شعار " روح منی خمینی بت شکنی خمینی" را سر می دادند .همیشه می گفتم ای کاش می توانستم ذره ای در این تلاطم سهیم باشم و در زیر دست امام مشمول فیض الهی قرار بگیرم .

امام رفت . 14 خرداد 68 روح خدا به خدا پیوست .

. . . و چه حسرتی بر دل ماند

اینک 22 سال از زعامت جانشین بر حقش حضرت آیت الله خامنه ای می گذرد و مردم ولایتمدار پس از امام راحل چه نورانی ، صادقانه و عاشقانه به مولای خویش اقتدا کردند .

گویا همان زمان جنگ است . دفاع مقدس ، رزمنده ها ، امام ، شور و حال و . . .

حسینیه جماران شده است حسینیه امام خمینی (ره) و سربازان خامنه ای حالا آماده نثار جانشان برای نائب ولی عصر (عج)

فی المثل همان ایام است .  روزگاری که برایمان حسرت گذاشته بود حالا پیش رویمان است و منتظر برای سنجش ولایت پذیری مان

ما با سید علی می مانیم . نه در حرف که در عمل .

"ما همه سرباز توایم خامنه ای" امروز بر زبانمان جاریست و ولی امر مسلمین نوازش دستش همچون خمینی کبیر بر سرمان .

جانم به فدایت سید علی که این روزها زنده کردی بیش از گذشته یاد امام را .

آن هنگام که در حرمش گفتی: ارادت عميق مردم ايران به امام در اين عواطف زيباي قلبي خلاصه نمي شود بلکه مفهوم اين ارادت سرنوشت ساز، پذيرش و پايبندي به مکتب امام به عنوان راه و خط روشن حرکت همگاني ملت است.

و ما پایبندی به مکتب امام را در زیر علم تو بودن می دانیم و می مانیم زیر لوای ولایتت .

این روزها بازار شعار ولایتمداری پر رونق است . تنها نگاهمان باید به کلام نورانی رهبرمان باشد .

امام صادق(علیه ‎السلام) فرمودند:  شیعه ما نیست كسی كه به زبان بگوید شیعه هستم ولی در عمل با ما مخالفت كند و آثار ما را زیر پا گذارد، ولكن شیعه كسی است كه با زبان و دل با ما موافق باشد و آثار ما را پیروی كند و مانند ما رفتار نماید، چنین كسانی شیعه (واقعی) ما هستند .

به مناسبت روز مادر

وصيت نامه شهيد «مهدي باكري» فرمانده لشكر 31 عاشورا

شهيد «مهدي باكري» در وصيت نامه خود آورده است:چگونه وصيت نامه بنويسم در حالي كه سراپا گناه و معصيت، و سراپا تقصير و نافرمانيم؛ خدايا! نميرم در حالي كه از ما راضي نباشي.خدايا! چقدر دوست داشتني و پرستيدني هستي!

مهدي باكري در سال 1333 در شهرستان مياندوآب به دنيا آمد.پس از پيروزي انفلاب اسلامي. مهدي باكري با مدرك مهندسي مكانيك وارد سپاه اروميه شد. همزمان با خدمت در سپاه، به شهرداري اروميه منصوب شد و در مدت كوتاه اين تصدي اين مسئوليت خاطرات جاودانه اي در ذهن مردم اين شهر بجا نهاد. ازدواج او مصادف شد با آغاز جنگ تحميلي.مهدي باكري از عمليات فتح المبين با مسئوليت فرمانده گردان در خط مقدم نبرد حاظر بود و تا زمان شهادتش به فرماندهي دومين لشكر خط شكن دفاع مقدس(31 عاشورا) ارتقا پيدا كرد.
مهدي باكري سرانجام در 25 اسفند 1363 در عمليات بدر به شهادت رسيد و پيكر پاكش نيز در حين انتقال به پشت جبهه بر اثر اصابت موشك خاكستر شد. آن چه مي خوانيد تنها وصيت نامه بجامانده از اين شهيد عزيز است:

بسم الله الرّحمن الرّحيم
يا الله، يا محمّد ،‌يا علي يا فاطمه زهرا يا حسن يا حسين
يا علي يا محمّد يا جعفر يا موسي يا علي يا محمّد يا علي
يا حسن يا مهدي (عج) و تو اي ولي مان يا روح الله!
و شما اي پيروان صادق شهيدان.
خدايا!
چگونه وصيت نامه بنويسم در حالي كه سراپا گناه و معصيت، و سراپا تقصير و نافرمانيم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو نااميد نيستم ولي ترسم از اين است كه نيامرزيده از دنيا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذيرفته درگاهت نشوم.
يا رب! العفو .
خدايا! نميرم در حالي كه از ما راضي نباشي.
اي واي كه سيه روي خواهم بود.
خدايا! چقدر دوست داشتني و پرستيدني هستي!
هيهات كه نفهميدم!
يا اباعبدالله شفاعت.
آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد براي ديدار ربّش! ولي چه كنم كه تهيدستم. خدايا! تو قبولم كن!
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر كفر و الحاد، عصر مظلوميت اسلام و پيروان واقعي اش.
عزيزانم!
اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشيم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنايت فرموده باز كم است. آگاه باشيم كه سرباز راستين و صادق اين نعمت شويم. خطر وسوسه هاي دروني و دنيا فريبي را شناخته و بر حذر باشيم كه صدق نيت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.
اي عاشقان اباعبدالله!
بايستي شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بايستي از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛
بايستي محتواي فرامين امام را درك و عمل نماييم تا بلكه قدري از تكليف خود را شكرگزاري به جا آورده باشيم.
وصيت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فاميل؛
بدانيد اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، هميشه به ياد خدا باشيد و فرامين خدا را عمل كنيد. پشتيبان و از ته قلب، مقلّد امام باشيد، اهميت زياد به دعاها و مجالس ياد اباعبدالله و شهدا بدهيد كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربيت حسيني و زينبي بيابيد و رسالت آنها را رسالت خود بدانيد و فرزندان خود را نيز همانگونه تربيت دهيد كه سربازاني با ايمان و عاشق شهادت و علمداراني صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) براي اسلام به بار آيند. از همه كساني كه از من رنجيده اند و حقي بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و اميدوارم خداوند مرا با گناهان بسيار، بيامرزد.
خدايا!
مرا پاكيزه بپذير.
مهدي باكري

گفته های بزرگان درباره معلم شهیدو عکسهای بیاد ماندنی از استاد مرتضی مطهری

روز 12 اردیبهشت به یاد استاد شهید مرتضی مطهری روز معلم نامگذاری شده‌است، معلمی كه معتقد بود باید اسلام را آن‌طور كه هست به مردم معرفی كنیم، نه چیزی به آن بیفزاییم و نه بكاهیم، به تعبیر دیگر اسلام را بدون آرایش و پیرایش عرضه كنیم، آن‌گاه «فطرت حقیقت‌جوی» انسان‌ها به‌سوی آن جذب خواهد شد.

ادامه نوشته

رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار هزاران نفر از کارگران

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسرکشور،«پیشرفت» را سرنوشت روشن و قطعی ملت ایران خواندند و با اشاره به جایگاه و شأن بسیار مهم «کارگر» در اسلام و منطق عقلایی افزودند: پایبندی همه «بخشهای دولتی، غیردولتی و مردم» به الزامات سال جهاد اقتصادی، موجب جهش در ایران بزرگ و سرافراز خواهد شد.

 

ادامه نوشته